X
تبلیغات
بچه باحالای اهوازی

بچه باحالای اهوازی

طنز روز

49 تا از لذت های مرد بودن

۱-در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید .


2-میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه .


3-از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قایم نمیکنید .


4-مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب کمتر است .


5- مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمیکنه .


6-در موقع استرس هیچوقت ناخنهای خود را نمیجوید .


7-هفته ای دو بار شکست عشقی نمیخورید!


8-لازم نیست از 18 سالگی موهای سرتون رو رنگ کنید چون موهای جوگندمی خیلی هم به شما می­آد .


9- فقط شما میتونید برید استادیوم .


10- خودتون پنچری ماشینتونو میگیرید.


11-لازم نیست با قرار دادن انواع جکهای هیدرولیک و غیر هیدرولیک در پاشنه کفش قدتون رو افزایش بدید .


12- میتونید تمام روز بادوستانتون برید کوه و وقتی برمیگردید خونه برای خانمتون تعریف کنید که چه روز پرکاری داشتید .


13- موقع خواستگاری به هیچ وجه نگران بر هم خوردن تعادل سینی چای نیستید .


14- از دیدن کله پاچه دچار تشنج نمیشید .


15- هیچ کس از اینکه دست پخت افتضاحی دارید به شما ایراد نمیگیره .


16- فقط شمایید که لذت تماشا کردن فوتبال یوونتوس- بارسلونا را با گزارش عادل فردوسی پور درک میکنید


17- فقط شمایید که میتونید لذت تکچرخ زدن با CG رو تجربه کنید .


18- میتونید با خط ریشتون بیش از 12000 اثر هنری خلق کنید .


19- به طلا و جواهرات دیگران در حالی که دارید از حسادت منفجر میشید نگاه نمیکنید


20- تو عروسی ها لازم نیست چند تن زنجیر از خودتون آویزون کنید که تازه دیگران ازتون بپرسند بدلییییییه ؟


21- سر سفره عقد لازم نیست برید گل بچینید و گلاب بیارید و نون بگیرید و اینا...


22- در حالی که خواهرتون باید بمونه خونه و آشپزی یاد بگیره شما میرید بیرون و گل کوچیک بازی میکنید .


23- لازم نیست آدرس تمام مزون ها، پاساژها ،بوتیک ها و مراکز لاغری شهرتون رو حفظ باشید .


24- اگه تو خیابون تویوتا کمری جلوی پاتون نگه نداشت به راحتی سوار یه پیکان میشید .


25- لازم نیست همیشه جای جورابهای همسرتون رو حفظ باشید .


26- فقط شما میتونید سه ساعت تمام برنامه نود رو با دوستاتون تفسیر کنید .


27- لازم نیست روزی چهار بار مثل آمپول ب کمپلکس سریالهای بی سر و ته وطنی رو تماشا کنید .


28- لازم نیست سالی یه بار زاویه دماغتون رو نسبت به افق تغییر بدید.


29- میتونید حتی تا محل کارتون رو هم با دوچرخه طی کنید و کسی اونجوری به شما نگاه نکنه .


30- میتونید راحت رو صندلی های جلوی اتوبوس بشینید و در عقب دود نخورید(البته این اتوبوس های BRTاین قضیه رو خرابش کرد) .


31- میتونید با شلوارک و رکابی راحت تا سر کوچه برید .


32- خیالتون راحته که هرگز یک خواهر شوهر (و ایضا جاری) که مدام رو اعصابتون رزم آیش برقرار کنه ندارید .


33- لباسهاتون ظرف 48 ساعت دلتون رو نمیزنه .


34- در زیر گرمای نابود کننده تابستون خیلی راحت با یه آستین کوتاه میایید بیرون .


35- نیازی ندارید هر روز که از خواب پا میشید تا ساعت 6 بعدازظهر رو جلوی آیینه با خودتون ور برید .


36- نیازی نیست سه چهارم عمرتون رو توی کلاسهای آشپزی ،خیاطی، گلدوزی، آموزش فال شیرموز و تقویت اعتماد به نفس در 3/0 ثانیه بگذرانید .


37- نیازی نیست داخل کیفتون به تعداد رنگهای یک LCD لنز چشم داشته باشید(رنگهای LCD معمولا بالای 16 میلیون میباشد) .


38- اگه به انواع فنون حرکات موزون آشنا نبودید هیچ اشکالی نداره .


39- فقط شما میفهمید که یک 206 اسپرت خفن چقدر زیباست .


40- بدون اینکه کسی بهتون چیزی بگه میتونید ساعتها پلی استیشن بازی کنید.


41- با دیدن سوسک و موش و امثالهم اجدادتون از گور در نمیایند و جلوتون رژه نمیروند .


42- فرق CD رو با بشقاب میوه خوری متوجه میشید .


43- با یک سرماخوردگی سه ماه در CCU بیمارستان بستری نخواهید شد .


44- میتونید یه جوک بامزه تعریف کنید بدون اینکه خودتون قبل از همه دو ساعت تمام بهش بخندید .


45- روی در هیچ مغازه ای ننوشته اند که از پذیرفتن آقایانی که شئونات اسلامی را رعایت نکنند معذوریم(بس که محجوب هستند آخه) .


46- داشتن ریش پروفسوری از ویژگی های بسیار ممتاز است که مخصوص شما آقایان میباشد .


47- فقط شما میتونید کت و شلوار بپوشید و کروات بزنید و کلی خوشتیپ بشید .


48- بیش از 60 درصد رشته های مهندسی رو شما به خودتون اختصاص دادید(دیگه از این با کلاس تر؟) .


49- و در نهایت اینکه میتونید تو خیابون از هر کس که دلتون خواست بپرسید ساعت چنده؟! (این یکی دیگه ته ویژگی بود)

 

گفته باشمها لطفا آقايون با خوندن اين مطلب پررو نشن اينو فقط نوشتم واسه اينكه يه ريزه به خودشون اميدوار بشن

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 8:42 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

طنز خواندني و جالب

Talking نامه عاشقانه پسری عرب به یک دختر ایرانی !!!!!!!!!!

یا ایـــها المــعشوق , بعد از السلام و الاحوال پرســی انـا امیـدوارم که مزاجک عین الصحت و

السلامت بوده باشد . و اگر انـــت از احـوال انا خواســته باشـی لاملال لنا سوای فراقــک , کـــه

ان هم انشــــــا الله تعالی فی همـــین ایام دیدارنا و مرادنا حاصلوننـا .

باری یا ایها العزیز انا فــی آتش العـشق کمثـل الماهیتابه میـــسوزم! و جلز و ولزنا درآمده. فی

کـــل شبها که انا ســرم را علی المتــــــــکا میگذارم , اشــــــــــــــــــکنا کمثل الرودخـــــانه

جاریه" علی البـــستر و آه سوزاننی بســـــــــــــــوی آسـمان صعودن !

الهی انا قربـــــــــان انت بروم . انا قسم میخورم بجاننی و بجانک که فی کـــل شبها ابدا" خواب

فـــــــــــی چشماننا لا داخـــــلون و اغـــلب الی صبح بیــــدارون و گریـــــه زارون فی هجرک .

انا قربان چــــشم و ابرویت بروم و جـــــــــان ناقابل الحقــیر فدای بدن ابیضت بشود ! بـخدا رنگم

من هجرانک کمـــــثل الزردچوبه اصفر شــــــده و قلبنــــــا کمثل الآلبالـــو احمر گردیده .

" آه ... آه یاویلنا کــه هــــــــــــر نصفه شب بیادکم یوقوقو ! یعنـــی وق وق ! میـکنم و هرچه نامه

جات لعاشقانه بسوی انت ارسالون هیچ لاجـــوابون گویا انا را آدم لا حسابون !!! "



به جان انت که از جان الحقیر عزیزتر است قلبنا فی فراقک مـــجروح و لباب قلبنا بروی انت

مفتوح !

انا نمیدانم که چرا از من فرارون ! در صورتی کـــــــه انا من العشـقک بیقرارون گویا لارحم فی

قلبک !!!

انــــــــــــــا هستم واحد جوان الباسواد و صاحب المعلومات الکثیره . بــا تــــــــــمام این احوال

حاضرم حلقهالعبودیت و الچاکری ترا فی الگوشم آویزاننا!

ارحـــــم .... ارحم ! یعنی رحم کن نگذار مٍن(men) جفائک خودم را با اربـــع نـخود تریاک

یقتلون !!! انا دیـــــگر طاقت الفراغ ندارم و به وصالک مشتـاقون ولـی خداوند به قدر مثقال ذره

وفا فی وجودک لا آفریده !!! انــــــــــــــا تا ثلاث ماه دیگر مرتبا" فی هر هفته واحد نامة العاشقانة

بـرای انـت مینویسم ! تا بحال زارنا متــــفکرون و چنانچه باز هم بر درد دلـم لا یرسون آنــقدر

اشکنا مـــن الچشمنا سرازیرون تا جـــــــــــان آفرین تسلیمون !!!

آنکه من الفراقک زردا" و لاغرون الجوان الضعیف الخفیف الکثیف
Click the image to open in full size. Click the image to open in full size. Click the image to open in full size. Click the image to open in full size. Click the image to open in full size. Click the image to open in full size. Click the image to open in full size.
__________________
كه عشق اسان نمود اول ولي افتاد مشكل ها
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 8:11 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

طنز: شباهت پسورد و لباس زیر!

پسورد مثل لباس زیره... زود به زود عوضش کن..

 پسورد مثل لباس زیره... مال خودتو به دوستات نده..

 پسورد مثل لباس زیره... هر چی بلندتر باشه بهتره..

 پسورد مثل لباس زیره... سعی کن مرموز باشی.

 پسورد مثل لباس زیره... زیر دست و پا ولش نکن

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 8:23 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

چطوري ميفهمي در سال 2009 هستي ؟

1 يهو نگاه ميكني مي بيني خانوادت كه 3 نفر بيشتر نيستن 5 خط موبايل دارن


2 واسه همكارت ايميل ميفرستي،در حاليكه ميز بغل دستي تو نشسته


3 رابطت با اقوام و دوستاني كه ايميل ندارن كمتر و كمتر ميشه تا به حد صفر برسه


4 ماشينت رو جلوي در خونه پارك ميكني بعدش با موبايلت زنگ ميزني خونه كه بيان كمك چيزايي رو كه خريدي ببرن داخل


5 هر آگهي تلويزيوني يه آدرس اينترنتي هم داره


6 وقتي خونه رو بدون موبايلت ترك ميكني،استرس همه وجودت رو ميگيره و با سرعت برميگردي كه موبايلت رو برداري، بدون توجه به اينكه 20-30 سال از عمرت رو بدون موبايل گذروندي

8 صبحها قبل از خوردن صبحونه اولين كاري كه ميكني سر زدن به اينترنت و چك كردن ايميله


9 الان در حاليكه اين مطلب رو ميخوني،سرت رو تكون ميدي و لبخند ميزني


10 اينقدر سرگرم خوندن اين مطلب بودي كه حتي متوجه نشدي اين ليست شماره 7 نداره


11 الان دوباره برگشتي بالا كه چك كني شماره 7 رو داشته يا نه


12 و من مطمئنم كه اگه دوباره برگردي بالاحتماً شماره 7 رو پيداش ميكني،بخاطر اينكه خوب بهش توجه نكردي


۱۳ دوباره برميگردي بالا ولي شماره 7 رو پيدا نميكني،خوب من شوخي كردم ولي نشون ميده كه تو به خودت هم اعتماد نداري و هرچي بقيه ميگن باور ميكني.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 8:21 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

طنز

سي واقعيت پنهان در مورد آقايون!

چرا مردها داراي وجدان پاکي هستند؟
به اين دليل که هيچ گاه از آن استفاده نمي کنند


چرا مردها هميشه خوشحال هستند؟
چون آدم هاي بي خيال فقط مي خندند


چرا روانکاوي مردها خيلي سريع تر نسبت به خانم ها انجام مي پذيرد؟
زيرا هنگاميکه زمان بازگشت به دوران کودکي فرا مي رسد، مردها همان جا قرار دارند


اگر يک مرد و يک زن با هم از يک ساختمان 10 طبقه به پايين بيفتند کداميک زودتر به زمين ميرسد؟
خانم، چرا که آقا راه را گم مي کند


شباهت آقايون با آگهي هاي بازرگاني چيست؟
شما نمي توانيد يک کلمه از حرف هاي آنها را باور کنيد و هيچ چيز براي زماني بيش از 60 ثانيه دوام نمي آورد


ورزش کنار درياي آقايون چيست؟
هر موقع خانمي را در بيکيني مي بينند شکم هايشان را تو مي دهند


به يک مرد با نصف مغز چه مي گويند؟
با استعداد


فرق بين نرخ اوراق بهادار با مردها در چيست؟
نرخ اوراق بهادار رشد مي کند


خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
من مي تونم کارمو بهتر از اين انجام بدم


دليلي که مردها به مسائل کاري خود فکر نمي کنند
فکري ندارند - کاري ندارند


در آمريکا به يک مرد باهوش و با استعداد چه مي گويند؟
توريست


اگر آقايون هم باردار مي شدند آنوقت
خدمات پزشکي در مغازه هاي خواروبار فروشي هم ارائه مي شد


آيا شنيده ايد که مردي مدال طلاي المپيک را از آن خود ساخت؟
او بعدا آنرا برنز رنگ کرد


يک وضعيت غير قابل كنترل چيست؟
صد و چهل و چهار مرد در يک اتاق

براي درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نياز است؟
سه تا، يک نفر ماهيتابه را بر روي گاز نگه ميدارد و دو نفر ديگر گاز را تکان ميدهند تا گرما به تمام سطئ ماهيتابه برسد


آقايون لباس هايشان را چگونه دسته بندي مي کنند؟
"کثيف" و " کثيف اما قابل پوشيدن"


تنها يک مرد مي تواند يک ماشين ارزان قيمت 2 ميليون توماني بخرد و
يک سيستم صوتي 4 ميليون توماني بر روي آن نصب کند


زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه مي گذرد؟
ملافه را روي سرشان مي کشند و مي گويند "تو خيلي نازي عزيزم


يک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر مي کند، يک مرد 35 ساله به چيزي فکر مي کند؟
به قرار گذاشتن با بچه ها


شما به مردي که همه چيز دارد چه ميدهيد؟
زني که به او نشان دهد چگونه مي تواند از آنها استفاده کند


چرا عنکبوت هاي سياه پس از جفت گيري، جفت خود را مي کشند؟
به اين خاطر که مي خواهند قبل از شروع خرخر جلوي آنرا بگيرند


چرا مردان تنها در نيمي از زندگي خود با بحران مواجه هستند؟
زيرا آنها در تمام طول زندگي خود در دوران نوجواني به سر مي برند


آينده نگري يک مرد چگونه مشخص مي شود؟
به جاي يک بطري 2 بطري مشروب بخرد


رفتن به بار مجردها چه فرقي با رفتن به سيرک دارد؟
در سيرک كسي صحبت نمي کند


چرا مردها به دنبال خانمهايي هستند که هيچ گاه قصد ازدواج با آنها را ندارند؟
به همان دليلي که آدمها ماشيني را دنبال مي کنند که هيچ گاه نمي توانند در آن رانندگي کنند


شما با مرد مجردي که تصور مي کند بهترين هديه خدا نصيب او شده چه مي کنيد؟
او را مبادله مي کنيم


چرا آقايون مجرد جذب خانم هاي با هوش مي شوند؟
دو چيز مخالف نسبت به هم کشش دارند


شباهت آقايون با ماشين چمن زني در چيست؟
هر دو خيلي سخت به کار مي افتند، در هنگام کار سر و صداي زياد ايجاد مي کنند و حتي نيمي از وقت را هم نمي توانند به درستي کار کنند


فرق يک شوهر جديد با يک هاپوي جديد در چيست؟
بعد از يک سال هاپو هنوز هم از ديدن شما به هيجان مي آيد


نازکترين کتاب دنيا چه نام دارد؟
چيزهايي که مردان در مورد زنان مي دانند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 11:52 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

معمای تصویری!

فکر می کنید این تصویر چیه؟

نظرتون درباره تصویر زیر چیه؟ اگه شما می گید قورباغه است، من می گم اسبه!
لطفاً دو دقیقه به تصویر نگاه کنید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 10:9 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

قوانين عجيب و خنده دار جهان

۱. جویدن آدامس در سنگاپور ممنوع است.

2. تقلب کردن در مدارس بنگلادش غیر قانونی است و افراد بالای 15 برای تقلب به زندان فرستاده می شوند.

۳. مشاهده فیلم های کاراته ای تا سال 79 در عراق ممنوع بود.

5. در ایسلند زمانی داشتن سگ خانگی ممنوع بود.

6. در آریزونای آمریکا، کشتن و شکار شتر ممنوع است.

7. در تایلند همه سینما رو مجبورند هنگام پخش سرود ملی قبل از شروع فیلم قیام کنند.

8. در دانمارک روشن کردن ماشین قبل از چک كردن اینکه بچه ای زیر آن خوابیده است یا نه، ممنوع است.

9. در تایلند انداختن آدامس جویده شده تان 500 دلار جریمه دارد و قبل از خارج شدن از خانه حتما باید لباس زیر پوشیده باشید.

10. در سال 1888 در بریتانیا قانونی تصویب شده که دوچرخه سواران را موظف می کرد تا زمان رد شدن ماشین از کنارشان، زنگ دوچرخه هایشان را بطور پیوسته به صدا درآورند.

11. در قرن 16 و 17 میلادی نوشیدن قهوه در ترکیه ممنوع بود و اگر کسی در حین خوردن قهوه دستگیر می شدن، به اعدام محکوم می شد.

12. در فنلاند زمانی پخش کارتون دونالد داک به علت شلوار نپوشیدن شخصیت اصلی سریال ممنوع بود.

13. تا سال 1984، بلژیکی ها مجبور بودند نام فرزندشان را از یک لیست 1500 نفری در روزهای ناپلئون بطور رندوم انتخاب کنند.

14. در برمه دسترسی به اینترنت غیر قانونی است. اگر فردی با اتهام داشتن مودم دستگیر شود، به زندان محکوم می شود.

15. اتریش اولین کشوری بود که مجازات مرگ را در سال 1787 حذف کرد.

16. صد ها سال پیش هر فردی که قصد داشت از کشور خارج شود، به سرعت اعدام می شد.

17. در طول جنگ جهانی اول هر سربازی که به همجنس بازی متهم می شد، اعدام می شد.

18. در زمان حکومت طالبان در افعانستان، پوشیدن جوراب سفید برای زنان به علت تحریک آمیز بودن آن برای مردان ممنوع بود. در ضمن ماموران پلیس دستور داشتند پنجره خانه ها را با رنگ سیاه بپوشانند تا زنان حاضر در خانه ها دیده نشوند.

19. در 24 ایالت آمریکا صغف حنسی عامل اصلی طلاق است.

20. در ایالت میسوری بخش سنت لوئیس، هنوز هم نجات دادن زنان با لباس خواب، برای ماموران آتش نشانی ممنوع است.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 10:2 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

تست روانشناسی

Cool تست روانشناسى عشق ودوستى

يك تست ساده و جذاب كه بايد با صداقت به سوالات آن پاسخ دهيد:


سوال اول :
شما به طرف خانه كسي كه دوستش داريد مي رويد.
دو راه براي رسيدن به آنجا وجود دارد:
يكي كوتاه و مستقيم است كه شما را سريع به مقصد ميرساند ولي خيلي ساده و خسته كننده است اما راه دوم به طور قابل ملاحظه اي طولاني است ولي پر از مناظر زيبا و جالب .
جال شما كدام راه را براي رسيدن به خانه محبوبتان انتخاب مي كنيد؟
راه كوتاه يا بلند؟


سوال دوم:
در راه دو بوته گل رز مي بينيد. يكي پر از رزهاي قرمز و ديگيري پر از رزهاي سفيد. شما تصميم مي گيريد كه 20 شاخه از رزها را براي او بچينيد . چند تا را سفيد و چند تا را قرمز انتخاب مي كنيد؟
( شما مي توانيد يا همه را يك رنگ يا از تركيب دو رنگ انتخاب كنيد)


سوال سوم:
بالاخره شما به خانه او مي رسيد.
يكي از افراد خانواده در را بر روي شما باز مي كند.
شما مي توانيد از آنها بخواهيد كه دوست شما را صدا بزنند.
يا اينكه خودتان او را خبر مي كنيد؟
حال چكار مي كنيد؟


سوال چهارم:
شما وارد منزل شده به اطاق او مي رويد
ولي كسي آنجا نيست . پس تصميم مي گيريد كه رزها را همان جا بگذاريد.
ترجيح مي دهيد آنها را لب پنجره بگذاريد يا روي تخت؟


سوال پنجم:
شب مي شود
شما و او هر كدام در اطاق هاي جداگانه اي مي خوابيد
صبح زماني كه از خواب بلند شديد به اطاق او مي رويد
به نظر شما وقتي كه آنجا مي رويد او خواب است يا بيدار؟


سوال آخر:
وقت برگشت به خانه است آيا راه كوتاه و ساده را انتخاب مي كنيد؟
يا ترجيح مي دهيد از راه طولاني و جالب تر برويد؟


جواب سوالها را در ادامه مطلب بخوانید...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 10:0 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

Talking پنجاه راه بازی با اعصاب دیگران

1.روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن
2.سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند
3.وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين
4.وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين
5.کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد
6.همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين
7.جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين
8.روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين
9.وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين
10.از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه
11.در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين
12.به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين
13.وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين
14.وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين
15.موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين
16.ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين
17.بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين
18.شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين
19.اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين
20.وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته
21.صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين
22.روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين
23.وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده
24.وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود
25.چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين
26.بادکنک بچه ها رو بترکونين
27.مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين
28.وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد
29.بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين
30.کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ﴿اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره
31.ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين
32.توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين
33.هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره
34.حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين
35.نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين
36.دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين
37.عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين
38.پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين
39.با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين
40.شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين
41.موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين
42.توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين
43.شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين
44.توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين
45.توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين
46.جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين
47.يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين
48.توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه
49.چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين
50.ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 9:41 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

طنز

Talking کارهایی که می شه تو آسانسور انجام داد

کارهایی که می شه تو آسانسور انجام داد:
وقتي در اسانسور بسته ميشه با صداي بلند بگين :نترسين.. نگران نباشين ..لازم نيست خونواده هاتون رو خبر کنين چند لحظه ديگه در باز ميشه
وقتي از آسانسور پياده ميشين دگمه همه طبقات رو بزنين…مخصوصا اگه يه عده هنوز تو آسانسور هستن
يه دوست خيالي تون رو جوري که انگار همراه شما هست به همه معرفي کنين و شروع کنين الکي باهاش حرف زدن
رو به ديوار آسانسور در حالي که پشت تون به همه هست بايستين…اگه شما نفر اولي باشيد که سوار شدين به احتمال زياد بقيه هم همين کارو ميکنن
يه دفه بگين : اي واي ..نه .. بارون گرفت… بعدش چترتون رو باز کنين
از همه آدرس اي- ميلشون رو بپرسين و بعد آدرس هاشون رو مسخره کنين
توي يه دستمال فين کنين سپس به بقيه نشون بدين
در کيفنون رو باز کنين و انگار يکي اون تو هست يواش بگين ..هواي کافي داري؟؟؟
هر کسي که وارد ميشه باهاش دست بدين و يه سلام عليک حسابي بکنين و بگين ميتو نه شما رو جنا ب تيمسار صدا کنه
هر از چند گاهي صداي گربه در بيارين
به يکي از مسافر ها خيره بشين بعد يه دفعه بگين ..ا وه تو که يکي از اون هايي…بعد تا ميتونين ازش فاصله بگيرين
يه عروسک خيمه شب بازي دستتون بکنين و با بقبه مسافر ها از طرف اون حرف بزنين
هر طبفه که ميرسين ..صداي دينگ در بيارين..بعد به يکي از مسافر ها بگين نوبت تو هست …خدا بيامرزتت
يه صندلي (تا شو) با خودتون بيارين يه دوربين با خودتون بيارين و از بقيه مسافر ها عکس بگيرين
البته اگه ديدين همون پايين تحويلتون دادن به تيمارستان از ما به دل نگيرين
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 9:34 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

طنز روز

دختر که نمی رسد به بیست
کی گفته طراحی و نشر جمله معروف" دختر که رسید به بیست، باید به حالش گریست"، یک توطئه بی شرمانه استکباری نیست؟!
احتمالا این جمله را جوانی ساخته که می خواسته محبوب نوزده ساله را به ازدواج با خودش ترغیب کند، یا زن بابایی که می خواسته متلکی به دختر شوهرش بیندازد، چون اگر واقعا از روی دلسوزی می خواسته برای او بگرید، آیا سزاوارتر نبود به جای انداختن متلک، خود دختر را بیندازد به کسی؟!
بی تردید، هرجمله را کسی می سازد که ازگفتن آن نفعی می برد، بنابراین ما هم ورژن خودمان را ارائه می دهیم تا با به کارگیری آن توسط دوستان، کم کم آن را جایگزین جمله توطئه آمیز فوق گردانیم.
ممکن است شما با هرکدام از این جملات به شدت مخالف باشید، اما گفتم که، هرجمله را کسی می سازد که ازگفتن آن نفعی می برد، شما هم بروید ورژن خودتان را بسازید!

دختر که رسید به بیست ، هنوز وقت ازدواجش نیست!
دختر که رسید به بیست و یک، کم کم دور و برش بپلک!
دختر که رسید به بیست و دو ، دیگه دنبالش بدو!
دختر که رسید به بیست و سه، منتظر مهندسه!
دختر که رسید به بیست و چار، دست مامانت رو بگیر و بیار!
دختر که رسید به بیست و پنج، درست شده شبیه گنج!
دختر که رسید به بیست و شش، بیشتر بهش داری کشش!
دختر که رسید به بیست و هفت، یه وقت دیدی از کفت رفت!
دختر که رسید به بیست و هشت، نباید دنبال کسه دیگه ای گشت
دختر که رسید به بیست و نه، هنوز نگرفتیش بی عرضهء ...؟!!
دختر که رسید به سی، شاید بهش برسی!
دختر که رسید به سی و یک، خر نمی شه با پول و چک!
دختر که رسید به سی و دو، به این راحتی ها نمی شه همسر تو!
دختر که رسید به سی وسه، دیگه دستت بهش نمی رسه!

چون اگر می خواست،‌ تا الان ازدواج کرده بود
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 9:25 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

طنز

راه های شناخت دختر ایرانی

هرگز بيني هايشان عمل کرده نيست .
موهايشان خدادادي طلائي است و مادر زادي مش داره .
وقتي از کنار هم رد ميشن هرگز به هم چپ چپ نگاه نمي کنند.
تمام زيور آلاتشان طلاوجواهرات اصل است.
تا قبل از ازدواج هر گز ابروهايشان را بر نمي دارند.
بدون اجازه خانواده شان هيچ جا نميرن .
وقتي باهاشون دوست شدي هفته دوم بايد بري خواستگاري .
هميشه سر بي زير هستن و به هيچ غريبه اي نگاه نمي کنند (خدا به خیر کنه ...)

تست کنکور هنر؟

اولین هنری که پس از دیدن چهری آرایش کرده برخی دختران امروزی به ذهن شما متبادر می شود چیست؟

الف- مینیاتور

ب- صافکاری ، بتونه کاری و نقاشی اتومبیل

ج- دو پینگ

د- من به ناموس مردم نگاه نمی کنم

مردها مثل چي هستند؟

مردها مثل «مخلوط كن» هستند

در هر خانه يكي از آنها هست ولي نميدانيد به چه درد ميخورد

مردها مثل «آگهي بازرگاني» هستند

حتي يك كلمه از چيزهائي را كه ميگويند نميتوان باور كرد

مردها مثل «كامپيوتر» هستند

كاربري‌شان سخت است و هرگز حافظه‌اي قوي ندارند

مردها مثل «سيمان» هستند

وقتي جائي پهنشان ميكني بايد با كلنگ آنها را از جا بكني

مردها مثل «طالع بيني مجلات» هستند

هميشه به شما ميگويند كه چه بكنيد و معمولاً اشتباه مي‌گويند

مردها مثل «جاي پارك» هستند

خوب‌هايشان قبلا" اشغال شده و آنهائي كه باقي مانده‌اند يا كوچك هستند يا جلوي درب منزل مردم

مردها مثل «پاپ كورن» (ذرت بو داده) هستند

بامزه هستند ولي جاي غذا را نمي‌گيرند

مردها مثل «باران بهاري» هستند

هيچوقت نميدانيد كي مي‌آيند، چقدر ادامه دارد و كي قطع ميشود

مردها مثل «پيكان دست دوم» هستند

ارزان هستند و غير قابل اطمينان

مردها مثل «موز» هستند

هرچه پيرتر ميشوند وارفته‌تر ميشوند

مردها مثل «نوزاد» هستند

در اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلي زود از تميز كردن و مراقبت از آنها خسته مي‌شويد

سير تاريخي مهريه و نتايج آن

عصر شکار: 20 کيلو گوشت دايناسور، 40 کيلو گوشت اژدها.
نتيجه: دايناسورها منقرض شدند
عصر کشاورزي: 24 دست تبر سنگي، 24 دست تيغه و داس جنگي.
نتيجه: افزايش قتل به دليل دم دست بودن داس براي خانوم ها
عصر فلز: 70 ورقه مسي، 50 تا خنجر مفرغي و سرگرز آهني.
نتيجه: افزايش شکستگي سر مردان به دليل تماس با گرز آهني
عصر بخار: 30 هزارتومان و بخار کردن آب حوض خانه عروس خانوم
نتيجه: کمبود آب و جيره بندي شدن آب
عصر صنعت: 1 ميليون پول، 14 سکه طلا، يک اتومبيل و هرچي که با ص شروع ميشد
نتيجه: بنا به درخواست آقايان توليد ژيان آغاز شد
عصر کامپيوتر: هم وزن عروس خانم سکه طلا!!!
نتيجه: هرچي عروس خانوم مانکن تر باشد بهتر است
نتيجه گيري کلي: بابا بگو نميخوايم زن بهت بديم ديگه... اين کارها يعني چي؟؟
عامل اصلي انقراض دايناسور ها==> عروس ها
عامل اصلي کشته شدن مردها==> عروس ها
عامل اصلي ناقص شدن مردها==> عروس ها
عامل اصلي کمبود آب در تابستان ها==> عروس ها
عامل اصلي افزايش ماشين هاي فرسوده در سطح شهر==> عروس ها
عامل اصلي افزايش چاقي و افزايش بيماري ها==> عروس ها

به بیست و یک منهای یازده دلیل کامپیوتر من پسره:


سرو صداش بیخودی و شدیدا زیاده

دودقیقه به دودقیقه هنگ میکنه!

یه وقت خودمونو بکشیم صدای فیلم و موسیقی ازش در نمی آد . یه وقت دیگه نعره می کشه!

شلوغ و بی نظمه

حال آدم از سرعت ماتحت لاک پشتیش بهم می خوره....

دقیقا بی موقع و سر وقت حساس قفل می کنه شدید!

ویروس پسنده!

حافظه ش کمه و مخش کوچیکه!

والبته با وجود بلاهایی که سرش می آریم هنوز جیکشم در نیومده و جوانمردانه داره جور ناجوانمردی ما رو میکشه و عینهو چیز! کار می کنه (یه نکته ی مثبت!)

اوه والبته در رابطه با پاسخ قبلی و مورد بعد باید عرض کنم هر وقت دلم بخواد می تونم حسابی حالشو جا بیارم و دندوناشو اینجوری کنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 9:15 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

اس ام اس سركاري

  1. زبونی که نگه دوست دارم به درد بستنی لیسیدن میخوره !

    پس

    د

    و

    س

    ت

    د

    ا

    ر

    ولش کن ! بستنیش خوشمزه تره !!!

  2. عروسک قشنگ من قرمز پوشیده / تو رختخواب مخمل آبی خوابیده

    عروسک من ، چشماتو باز کن / اس ام اس تو حالا نگاه کن !

    عروسکم اوسگل شدی ، برو لالا کن !!!

  3. میدونی سلول های مغزت چقدره !؟

    1کی؟

    2تا ؟

    100تا ؟

    شایدم هزار ، شاید هم به میلیون برسه شاید هم به میلیارد

    شاید هم اصلا سلول نداشته باشی ! چون نمیدونی من الان سر کارت گذاشتم !!!
  4. هوا شناسی اعلام کرد : اوه اوه چقدر هوا سرده !!!
  5. bbc

    euro news

    cnn

    ibc

    mbc

    aljazire

    alarabi

    shabake khabar

    همه اعلام کردن که تو منو خیلی دوست داری !

    آره ؟ ؟ ؟ خوب به خودم میگفتی !!!

  6. همیشه مثل آفتابه قابل اعتماد باش !

    که مردم همه چیزشان را به تو نشان دهند !!!

  7. مامانه داشته واسه بچه اش لالائی میخونده

    بعد از 15 دقیقه بچه میگه :

    خوب دیگه مامان خفه شو میخوام بخوابم !!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 8:45 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

هيفا هم عروسي كرد

هيفا وهبي خواننده مشهور و محبوب عرب ، چندي پيش در يكي از مجلل ترين مراسم عروسي جهان ، رسما به همسري "احمد ابو هشيمه" كه يك سرمايه گذار بزرگ مصري است در آمده است . اين مراسم باشكوه در بيروت برگزار شده و بالغ بر 10 ميليون دلار هزينه در بر داشته است . در اين مراسم هنرمندان بزرگ عرب و شخصيت هاي مهم سياسي نيز حضور داشتن ، به شكلي كه براي برگزاري اين مراسم ارتش و پليس بيروت امنيت مهمانان و برگزاري مراسم را بعهده داشت . اولين تصاوير رسمي مربوط به ازدواج اين خواننده در اينجا قرار داده شده است.

لطفا به ادامه مطلب مراجعه كنيد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 8:30 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

عجيبترين و جالبترين معادله هاي جهان (حتما بايد بخوني)

 

معادله ۱
انسان = خواب + خوراک + کار + تفریح
الاغ = خواب + خوراک
پس
انسان = الاغ + کار + تفریح
و بنابراین
انسان - تفریح = الاغ + کار
بعبارت دیگر
انسانی که تفریح نداره = الاغیه که فقط کار می کنه

 

معادله ۲
مرد = خواب + خوراک + درآمد
الاغ = خواب + خوراک
پس
مرد = الاغ + درآمد
و بنابراین
مرد - درآمد = الاغ
بعبارت دیگر
مردی که درآمد ندارد = الاغیه که فقط می خوره و می خوابه

معادله ۳
زن = خواب + خوراک + خرج پول
الاغ = خواب + خوراک
پس
زن = الاغ + خرج پول
و بنابراین
زن - خرج پول = الاغ
بعبارت دیگر
زنی که پول خرج نمی کنه = الاغیه که فقط می خوره و می خوابه

نتیجه گیری:
از معادلات ۲و۳ داریم:
مردی که درآمد ندارد = زنی که پول خرج نمی کند
پس:
فرض منطقی ۱: مردها درآمد دارند تا نگذارند زنها تبدیل به الاغ شوند.
و
فرض منطقی ۲: زنها پول خرج می کنند تا نگذارند مردها تبدیل به الاغ شوند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 8:15 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

Behesht Va Jahanam - Hatman Bebinid!

روزی يک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت: 'خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ '، خداوند او را به سمت دو در هدايت کرد و يکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق يک ميز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن يک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور ميز نشسته بودند بسيار لاغر مردنی و مريض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هايی با دسته بسيار بلند داشتند که اين دسته ها به بالای بازوهايشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جايی که اين دسته ها از بازوهايشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.


مرد روحانی با ديدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگين شد، خداوند گفت: 'تو جهنم را ديدی، حال نوبت بهشت است'، آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقيقا مثل اتاق قبلی بود، يک ميز گرد با يک ظرف خورش روی آن و افراد دور ميز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خنديدند، مرد روحانی گفت: 'خداوندا نمی فهمم؟!'، خداوند پاسخ داد: 'ساده است، فقط احتياج به يک مهارت دارد، می بينی؟ اينها ياد گرفته اند که به یکديگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!'

هنگامی که موسی فوت می کرد، به شما می اندیشید، هنگامی که عیسی مصلوب می شد، به شما فکر می کرد، هنگامی که محمد وفات می یافت نیز به شما می اندیشید، گواه این امر کلماتی است که آنها در دم آخر بر زبان آورده اند، این کلمات از اعماق قرون و اعصار به ما یادآوری می کنند که یکدیگر را دوست داشته باشید، که به همنوع خود مهربانی نمایید، که همسایه خود را دوست بدارید، زیرا که هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا (ملکوت الهی) نخواهد شد.

تخمين زده شده که 93% از مردم اين متن را برای ديگران ارسال نخواهند کرد، زیرا آنها تنها به خود می اندیشند، ولی اگر شما جزء آن 7% باقی مانده می باشيد، اين پيام را برای دیگران ارسال نمایید، من جزء آن 7% بودم، همچنین به ياد داشته باشيد که من هميشه حاضرم تا قاشق غذای خود را با شما سهیم شوم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 3:35 بعد از ظهر  توسط نویسنده  | 

مطالب جالب و خنده دار

مطلب جالب درباره خانمها

1-  مي دونين فرق خانمها با آهن ربا چيه؟..... آهن ربا حداقل يک روي مثبت داره

     2-  خانمها مثل راديو هستند..... هر چي ميخوان ميگن ولي هر چي بگي نمي شنوند
     3-  خامنها مثل چسب دوقلو هستند.....اگه دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد ديگه بايد سيم تلفن را بريد
     4-  خانمها مثل رعدوبرق هستند ..... اول برق چشماشون ميرسه بعد رعد صداشون
     5-  خانمها مثل ليمو شيرين هستند..... اول شيرين هستند ولي بعد تلخ ميشن
     6-  خانمها مثل گچ هستند ..... اگه چند دقيقه مدارا کنيد چنان سفت و سخت ميشن که ديگه حالتي نمي گيرند.
     7-  خانمها مثل کنتور برق هستند..... هر چند سال يکبار عدد سنشون صفر ميشه
     8-  چرا خانمها نمي توانند نقشه بخوانند/ ..... براي اينکه فقط ذهن مرد هستش که ميتونه تجسم و درک کنه که يک کيلومتر با يک سانتي متر نشون داده شده
     9-  خانمها مثل اينترنت هستند.... از هر موصوعي بک فايل اطلاعاتي دارند
     10-  خانمها مثل فلزياب هستند ..... از نزديک طلافروشي که رد ميشن عکس العمل نشان ميدن
     11-  خانمها مثل موبايل هستند هر موقع کار مهم داريد در دسترس نيستند

اينم يک مطلب جالب درباره آقابان
 1-  مي دونيد سريعترين راه به چنگ آوردن قلب يک مرد چيه ؟ پاره کردن سينه اش با يک کارد آشپزخانه

     2-  مي دونيد مردها مثل مخلوط کن هستند..... براي اينکه تو هر خانه از اون هستش ولي نمي دونين به چه دردي مي خوره
     3-  مردها مثل آگهي بازرگاني هستند..... يک کلمه از چيزهايي را که ميگن  نميشه باور کرد
     4-  مردها مثل کامپيوتر هستند..... کاربري شون سخته هرگز حافظه قوي ندارند
     5-  مردها مثل سيمان هستند .....وقتي جايي پهنشون مي کنيد بايد با کلنگ آنها را از جا بکنيد
     6-  مردها مثل تعطيلات هستند..... هيچ وقت به اندازه کافي بلند به نظر نمي آيند.
     7-  چرا مردها دوست دارند با دخترهايي آشنا بشوند که قصد ازدواج با اونها را ندارند؟.....شما بگيد چرا سگها به دنبال ماشينهايي واق واق مي کنند که قطد رانندگي اون را ندارند؟
     9-  مردها مثل طالع بيني مجلات هستند..... هميشه بهتون ميگن که چيکار بکنيد و معمولا هم اشتباه مي گويند
     10-  مردها مثل جاي پارک هستند .....خوب هاشون قبلا اشغال شده و اونايي که باقي موندن يا کوچيک هستند يا جلوي در منزل مردم
     11-  مردها مثل باران بهاري هستند.....هيچوقت نمي دونيد کي مياد چقدر ادامه داره  و کي قطع ميشه
     12-  مردها مثل نوزاد هستند..... توي اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلي زود از تميز کردن و مراقبت از آنها خسته ميشيد
     13-  مردها مثل ماشين چمن زني هستند..... به سختي روشن ميشن و راه ميفتن , موقع کار کردن حسابي سروصدا راه مي اندازند و نيمي از اوقات هم اصلا کار نمي کنند.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 10:57 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

انجام پروژه هاي دانشجويي

انجام پروژه ها و تحقيقات دانشجويي

در رشته هاي تحصيلي مهندسي شيمي ، نفت ، پليمر و مهندسي كامپيوتر

با هزينه اي مناسب و در کوتاهترین زمان

با ما تماس بگيريد   ۰۹۳۷۰۱۸۹۵۱۹

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 10:48 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

تنها عشق

تقديم به او كه وجودش مايه آرامش من است

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 2:30 بعد از ظهر  توسط نویسنده  | 

.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 2:22 بعد از ظهر  توسط نویسنده  | 

Khaterat Yek Taze Aroos Farangi / Tanz RooZ

دفتر خاطرات یک تازه عروس

دوشنبه
الان رسیدیم خونه بعد ازمسافرت ماه عسل و تو خونه جدید مستقرشدیم...

به ادامه مطلب مراجعه کنید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 8:29 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

هنرپيشه هاي معروف و مادرهايشان

شباهت هنرپيشه ها به مادرهاشون

بر روي ادامه مطلب كليك كنيد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 8:51 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

عکس های لو رفته از شخصیت های معروف

رسوا کننده ترین عکسهای آدمهای مشهور دنیا بوسیله آلیسون جکسون
این عکسها واقعی هستند و هیچ فوتوشاپی در کار نیست
آلیسون جکسون عکاس معروف به عکسهای scandalous یا رسواکننده که ازچهرهای معروف دنیا در لحظات حساس عکس میگیرد.لازم به ذکر است که این عکسها به هیچ عنوان فوتوشاپ نیستند ودرسایت شخصی این عکاس حرفه ای نیز وجود دارد و قرار است بزودی بصورت یک آلبوم انتشار یابد وشما میتوانید از شخصیتهای معروفی همچون ملکه انگلستان هنگام خواندن مجله در توالت تا اتوزدن موهای آزی ازبورن توسط همسرش و یا پاریس هیلتون در زندان پرنسس دیانا در کنار مردی همراه با یک بچه و یا بسیاری از عکسهای جالب و واقعا دیدنی لذت ببرید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 8:37 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

اس ام اس و جوكهاي داغ روز

براي ديدن و خواندن اس ام اسها به ادامه مطلب رجوع كنيد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 8:16 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

نانسي عجرم قبل و بعد از عمل زيبايي

براي ديدن بقيه عكسها بر روي ادامه مطلب كليك كنيد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 8:10 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

عكسهايي از مراسم ازدواج نانسي

براي ديدن بقيه عكسها بر روي ادامه مطلب كليك كنيد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 8:5 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

همیشه اونطورکه ما فکر میکنیم نیست

یک روز توی پیاده رو به طرف میدان تجریش می­رفتم...

براي خواندن بقيه متن به ادامه مطلب مراجعه فرماييد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 8:0 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

حافظ در عصر جديد !

نيمه شب پريشب گشتم دچار کابوس
ديـدم به خواب حافط توي صف اتو بوس

لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرماييد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 7:52 قبل از ظهر  توسط نویسنده  | 

تیزهوشی یک مادرشوهر زرنگ!!! - طنز و سرگرمی

خانم حمیدی برای دیدن پسرش مسعود ، به محل تحصیل او یعنی لندن آمده بود‎. او در آنجا متوجه شد كه ...

برای خواندن بقیه داستان به ادامه مطلب رجوع کنید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 8:48 قبل از ظهر  توسط نویسنده  |